تبليغاتX
...توی گوش سالمم زمزمه کن -

مردي پيش از سفري دوردست و طولاني چند تن از نزديكان خود را به شام

 

دعوت كرد. وقتي خوراكي هاي ماهي ومرغابي سفره را زينت دادند, گفت:

 

«خداوند چه بخشنده ومهربان است, براي خوراك ماهيان و مرغابي غلات

 

را آفريده وبراي خوراك آدميان, ماهيان و مرغابي را.»

 

در جواب, همه ي ميهمانان سر تا‎‏‏‎‎ييد تكان دادند, به جز پسر بچه ي دوازده

 

ساله اي كه از ميان آنان برخاست و گفت:

 

«جناب عالي در اشتباهيد! همه ي مخلوقات همان گونه آفريده شده اند كه ما

 

خلق شده ايم, وهمه از يك چيزاند. مخلوقي برترازديگري نيست. طريق جهان

 

برآن است كه قوي تر و زيرك تر بر ضعيف تر و نادان تر سلطه داشته باشد.

 

مخلوقات يكديگر را مي خورند. اماآنان بدين خاطرنيافريده شده اند.

 

به يقين ما آنچه را كه قادريم خوراك خود كنيم, گرفته و مي خوريم.امانبايد

 

مدّعي شويم كه در وهله ي اول خداوند آنان را تنها براي ما آفريده است.

 

پشه ها خون ما را مي مكند, گرگ هاوببران گوشت ما را مي بلعند,

 

آيا اين بدان معناست كه خداوند ما را در اصل براي پشه ها و گرگ ها و

 

ببران آفريده است؟؟؟» 
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 8:26 توسط زهره |