تبليغاتX
...توی گوش سالمم زمزمه کن - کاش هیچ کدام ما این گونه نباشیم...

 

سلام

اتفاقاتی که تو چند وقت اخیر برام افتاده و آدم هایی که شناختم نوشته هایی

از کتاب کویر دکتر شریعتی رابه یاد من انداخته مطالبی که ۳۰/۴۰ سال پیش

نوشته شد اما هنوز بعد از این همه مدت مصداق هاشو توی جامعه می بینم

ومتاسفانه اینکه زیاد هم می بینم... کاش هیچ کدام ما این گونه نباشیم. 

 

من٬ سطح اندیشه و فرهنگ را در جامعهء خودم دقیقآ می دانم و می دانم تا کجا است.

در اینجا٬ اکثریت٬ یا املند یا قرتی٬ وهر دو مقلد کور و سروته یک کرباس وهر دو در یک

سطح و هردو تنگ نظر و کوته اندیش و پست احساس و هردو٬ در جنین خفه و تاریک

تعصب مذهبی یا ضد مذهبی خویش٬ خون می خورند و یکی به آنچه نمی داند و

نمی شناسد مومن است و دیگری به آنچه نمی داند و نمی فهمد کافر وهر دو در آنچه

باور دارند ویا ندارند هم سطح٬ که آنان را کتاب جنات الخلود و طوفان البکاء سیر می کند

واینان را هر چه از«آنجا» برسد و هر چه«آنها» تعیین فرمایند.

این دو گروه متخاصم از همه جهت به هم شبیه اند. آنها قرآن می خوانند و کتاب دعا و

یک کلمه اش را نفهمیده لذت می برند وغرق توفیق می شوند و اینان هم سمفونی 

موزار و بتهوون گوش می دهند و نمی فهمند و شعر نو می سرایند و می خوانند و

نمی فهمند و ترجمه های غلط و مسخ و عوضی سارتر و کامو و مارکس...را ترجمه

می کنند و می خوانند و نمی فهمند و ــ درست مثل همپالکی هاشان ــ فقط برای

ثوابش سمفونی استماع می کنند ومارکسیسم و اگزیستانسیالیسم تلاوت می نمایند٬

 آنها برای ثواب اخروی و اینها برای ثواب دنیوی. 

 

کاش هیچ کدام ما اینگونه نباشیم...

 

+ نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 23:59 توسط زهره |